تبلیغات اینترنتیclose
طریقی 11
پیچک ( غلامرضا طریقی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بن بست

 

ای در و ديوار همه مست تو

کوچه به تنگ آمده از دست تو !

 

در دل ديوار به رقص آمده

پنجره ی خانه ی دربست تو

 

آنکه تو را از گل گلخانه ساخت

ساخت مرا نيز به پيوست تو

 

داده خداوند ز روز ازل

نامه ی اعمال مرا دست تو !

 

حيف که از رمز اشارات من

دير خبردار شده شست تو !

 

حيف که در هستی تو نيستم

ای همه ی هستی ام از هست تو !

 

 

 غلامرضا طریقی

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 11, | بازديد : 681

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

خاک بر اين دل

 

 مثل تو با من احدی بد نکرد

راه نفسهای مرا سد نکرد

 

اين همه ظلمی که تو کردی به من

شمر بر اولاد محمّد نکرد

 

شمر ستم کرد ولی مثل تو

با دل خود کسب درآمد نکرد!

 

هيچ يک از اين همه دشمن مرا

با دو سه لبخند مردّد نکرد!

 

نامه ی بی نام مرا پس نداد

دست غزلهای مرا رد نکرد

 

هيچ زبان پاسخ ردّ مرا

با دو سه دشنام موکّد نکرد

 

اين همه تجديد ستم کردی و

اين دل بيچاره تو را رد نکرد

 

خاک بر اين دل که به تو رحم کرد

خاک بر آن سر که به تو بد نکرد!

 

 

 غلامرضا طریقی

http://ghazal-tarighi.blogfa.com/86112.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 11, | بازديد : 565

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

نفرين به اين زمانه

 

ديگر جنون به هيچ سری سر نمی زند !

نزديک خانه می رود و در نمی زند !

 

از بس که باغها به خزان تن سپرده اند

گنجشک در حوالی شان پر نمی زند !

 

در دوره ی حسابگری ها برادری

دستی به زخمهای برادر نمی زند !

 

از ترس اينکه شير بر او شوکران شود

نوزاد ، لب به سينه ی مادر نمی زند !

 

نفرين به اين زمانه که در روزهای آن

خورشيد هم بدون غرض سر نمی زند !

 

نفرين به هر چه عقل که «نی» را به حکم جبر

از عشق می ستاند و بهتر نمی زند !

 

نفرين به ما که حتی در خوابهايمان

پروانه ای بدون قفس پر نمی زند !

 

 

 غلامرضا طریقی

http://ghazal-tarighi.blogfa.com/86112.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 11, | بازديد : 473

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

جهان غزلی عاشقانه است

 

 

 محبوب من جهان ، غزلی عاشقانه است

ـ اين بهترين تصور من از زمانه است ! ـ

 

در چارچوب آبی دنيا حيات ما

يک لحظه استراحت در قهوه خانه است !

 

دنيا به لطف عشق چنين ديدنی شده

چون آتشی که جلوه ی آن در زبانه است !

 

اما بدون عشق ، جهان با جنون جنگ

ميدان يک مسابقه ی وحشيانه است !

 

دنيا بدون عشق خودش يک جهنم است

توصيف يک جهنم ديگر نشانه است !

 

عاشق شو تا سرشت جهان را عوض کنيم

با من بخوان که فرصت ما يک ترانه است !

 

ما خسته ايم از اين قفسِ صد هزار قفل

دلتنگی و کدورت و غربت بهانه است !

 

 

غلامرضا طریقی

 

http://ghazal-tarighi.blogfa.com/86111.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 11, | بازديد : 580

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بی اوج و موج

 

 

 تا با سکون بستر خود خو گرفته ايم

 بی اوج و موج زيسته و بو گرفته ايم

 

دنبال وصل وصلت در شاهنامه هم

دست از کمان کشيده و ابرو گرفته ايم

 

کشتی به گِل نشسته و ما د ر ميان راه

خود را فريفتيم که پهلو گرفته ايم

 

شيری بدون يال و شکم گشته و به عجز

دستی بسوی ضامن آهو گرفته ايم !

 

با اين خيال خام که کاری است زينبی

يک عمر از برادر خود رو گرفته ايم !

 

نا باورانه بر سرمان پتک می شود

سنگی که خود برای ترازو گرفته ايم

 

هم سفره ! کاسه ی من و تو پر نمی شود

تا سر به روی کاسه ی زانو گرفته ايم !

 

 غلامرضا طریقی

http://ghazal-tarighi.blogfa.com/86111.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 11, | بازديد : 391

صفحه قبل 1 صفحه بعد