تبلیغات اینترنتیclose
طریقی 4
پیچک ( غلامرضا طریقی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

دیوانه بازی

 

 من که به تشخيص شما ، از هر نظر ديوانه ام

طبق خبرها آخرين ديوانه در ديوانه ام

 

 ديگر خبرهای شما يک جو نمی ارزد که من

هم در خبر ديوانه ام ، هم بی خبر ديوانه ام

 

ديوانه در ديوانه ام خوانديدو خوشحالم که من

بالاترين حد جنون در ذهن هر ديوانه ام

 

در اولين روز جنون محبوب خود را يافتم

او گفت نامم را مبر گفتم مگر ديوانه ام

 

در را به رويم بست و من در پشت اين در سالهاست

انگشت بر در ، دربدر ، خونين جگر ، ديوانه ام

 

از هر نظر ديوانه ام ديوانه در ديوانه ام

چون اينقدر ديوانه ام الگوی هر ديوانه ام

 

امروز خوشحالم که من مانند مردم نيستم

با آنچه هستم دلخوشم حتی اگر ديوانه ام

 

 

غلامرضا طریقی

http://ghazal-tarighi.blogfa.com/86044.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 4, | بازديد : 583

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 آتش عشق

 

 

من آتش عشقم که جهان در اثرش سوخت

خورشيد ، شبی پيش من آمد ، جگرش سوخت

 

آدم به تب ديدنم افتاد و پس از آن

هر کس که به ديدار من آمد پدرش سوخت

 

آتشکده اهل بهشتم من و جزء اين

هر کس که نظر داشت به پای نظرش سوخت

 

شيطان عددی نيست که آتش بزند ..... هان

سودای مرا داشت به سر ، هر که سرش سوخت

 

ققنوس هم از جنس همين شب پرگان بود

ديوانه خورشيد که شد بال و پرش سوخت

 

تنها نه فقط خانه زهرا و علی  .... نه

هر خانه که با عشق در آميخت درش سوخت

 

شاعر خبر تازه ای از عشق شنيد و

تا خواست کلامی بنويسد خبرش سوخت 

 

 

 غلامرضا طریقی

http://ghazal-tarighi.blogfa.com/86044.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 4, | بازديد : 587

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

پیام کوتاه

 

 

گفتن اينکه دوست دارم اولين راه و آخرين راه است

ای فدای بلندی قدت عصر عصر پيام کوتاه است

 

عصر تنهايی عميق بشر بين صدها رفيق عصری که

با وجود هزارها همراه دوره ی انقراض همراه است

 

ما در اين عصر بره ای هستيم که اسير طلسم چوپانيم

بره ای که به محض آزادی اولين مقصدش چراگاه است

 

بره ای که هوا نمی خواهد هيچ چيز از خدا نمی خواهد

بره ای که نهايت هدفش گله از وضع نوبت کاه است !!

 

دوستت دارم اين همان رازی ست که جهان را نجات خواهد داد

دوستت دارم اين همان اسبی ست که سوارش هميشه در راه است !

 

ای چراغ هميشه روشن عشق باش تا صبح دولتم بدمد

تو , در اين عصر خوشتری زيرا ماه پيش ستاره ها ماه است !

 

 

 غلامرضا طریقی

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 4, | بازديد : 749

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

مداد کند

 

چیزی نیست به جزء همین مداد کند

برای تلاقی با اشیای تیز

چیزی نیست به جز همین گرد و غبار

واسه چال کردن تقویم روی میز

         **** 

وقتی که دریاها خشکونده شدن

نباید به رودخونه افاده کرد

وقتی که نداشته ها زیاد می شن

باید از داشته ها استفاده کرد

         **** 

منم و اتاق تنگی که در اون

همه دلتنگیام جا نمی شن !

آرزوها ی من  از لای درش

در می رن دوباره پیدا نمی شن !

****

        اما همخونه ای دارم که دلش

خونه ی حسرتای اضافمه

شونه های کوچیکش بالیشمه

گیسای سفید شده ش ملافمه !

****

    زندگی ! کسی که پابند تو نیست

با شنکجه ی تو آدم نمی شه !

مث خورشید پشت ابرم که باشم

چیزی ا زحرارتم کم نمی شه !

 

 غلامرضا طریقی

http://ghazal-tarighi.blogfa.com/86011.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 4, | بازديد : 530

نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

اتل متل

 

مرا بخوان که حروفم پر از عسل بشود !

مرا بخواه که هر قطعه ام غزل بشود !

 

مرا بخوان که پس از این همه «الهه ی ناز»

دوباره ورد زبانم «اتل متل» بشود !

 

سیاه چشم ! فنا کن سپید را مگذار

که محتوایِ غزل نیز مبتذل بشود !

 

هزار وعده به من داده ای بگو چه کنم ؟

که دست ِ کم یکی از وعده ها عمل بشود ؟!

 

قسم به عشق ! به فتوای دل گناهی نیست

اگر به دست تو نامحرمی بغل بشود !

 

بیا و مسئله ها را ز راه دل حل کن

که در تمام جهان این سخن مثل بشود :

 

«اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت

اگر که مسئله ها عاشقانه حل بشود !!»

 

 

غلامرضا طریقی

http://ghazal-tarighi.blogfa.com/86011.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 4, | بازديد : 569

صفحه قبل 1 صفحه بعد