تبلیغات اینترنتیclose
روزي خدا به سينه ي من پا گذاشته ( غلامرضا طریقی )
پیچک ( غلامرضا طریقی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

 

جفت تنها

 

روزي خدا به سينه ي من پا گذاشته

مهر تو را درون دلم جا گذاشته

 

تا من براي يافتنت دربدر شوم

ديوار را کشيده و در را گذاشته

 

بي شبهه آفريده تو را از  ژن شراب

آنکس که در خمار تو ما را گذاشته

 

با زر کشيده خط لبت را و ناگزير

در موزه اش براي تماشا گذاشته

 

چون آسمان حسود شده از دل زمين

چشم تو را گرفته و دريا گذاشته

 

تا تو جهان بگيري بر روي روي تو

سرمايه اي به وسعت دنيا گذاشته

 

هم قند در قبال سمرقند داده و

هم خال در ازاي بخارا گذاشته

 

تحريم کرده نعمت مي را براي ما

در سفره ي لبان تو اما گذاشته

 

او خاک را به پاي تو پايين کشيده و

خورشيد را به دست تو بالا گذاشته

 

با فاصله کشيده اگر مهر و ماه را

مابينشان براي شما جا گذاشته

 

روزي که ياد داده به تو نازوغمزه را

انگشت روي ضعف دل ما گذاشته

 

چشمت چنان فريفت ندانستم از سرم

برداشته کلاه مرا يا گذاشته

 

 غلامرضا طریقی

http://ghazal-tarighi.blogfa.com/86011.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 3, | بازديد : 833