تبلیغات اینترنتیclose
روزی خدا به سينه ی من پا گذاشته ( غلامرضا طریقی )
پیچک ( غلامرضا طریقی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

روزی خدا به سينه ی من پا گذاشته

مهر تو را درون دلم جا گذاشته !

 

تا من برای يافتن ات دربدر شوم

ديوار را کشيده و در را گذاشته !

 

بی شبهه آفريده تو را از ژن شراب

آنکس که در خمار تو ما را گذاشته !

 

با زر کشيده خط لبت را و ناگزير

در موزه اش برای تماشا گذاشته !

 

چون آسمان حسود شده از دل زمين

چشم تو را گرفته و دريا گذاشته !

 

تا تو جهان بگيری بر روی روی تو

سرمايه ای به وسعت دنيا گذاشته !

 

هم قند در قبال سمرقند داده و

هم خال در ازای بخارا گذاشته

 

تحريم کرده نعمت می را برای ما

در سفره ی لبان تو اما گذاشته

 

او خاک را به پای تو پايين کشيده و

خورشيد را به دست تو بالا گذاشته !

 

با فاصله کشيده اگر مهر و ماه را

ما بين شان برای شما جا گذاشته !

 

روزی که ياد داده به تو ناز و غمزه را

انگشت روی ضعف دل ما گذاشته !

 

چشمت چنان فريفت ندانستم از سرم

برداشته کلاه مرا يا گذاشته !

 

من از خدا چگونه بپرسم که پس چرا

جفت مرا کشيده و تنها گذاشته !

 

 

غلامرضا طریقی

http://www.shaer.ir/fa/content/view/109/35/

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 1, | بازديد : 571