تبلیغات اینترنتیclose
بس است هر چه زمين از من و تو بار کشيد ( غلامرضا طریقی )
پیچک ( غلامرضا طریقی )
شعر و ادب پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 16 مهر 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

بس است

 

 

بس است هر چه زمين از من و تو بار کشيد

چگونه می شود از زندگی کنار کشيد ؟     

 

 چقدر می شود آيا به روی اين ديوار

بجای پنجره نقاشی بهار کشيد ؟

 

برای دور زدن در مدار بی پايان

چقدر بايد از اين پای خسته کار کشيد ؟

 

گلايه از تو ندارم چرا که آن نقاش

مرا پياده کشيد و تو را سوار کشيد

 

حکايـت من و تو داستان تکه يخی ست

که در برابر خورشيد انتظار کشيد

 

چگونه می شود از مردم خمار نگفت

ولی هزار رقم ديده خمار کشيد ؟

 

اگر بهشت برای من و تو است چرا

پس از هبوط ، خدا دور آن حصار کشيد ؟

 

چرا هر آنچه هوس را اسیر کرد اما

برای تک تکشان نقشه ی فرار کشید؟

 

خدا نخست سری زد به جبه ی منصور

سپس به دست خودش جبه را به دار کشید !

 

خودش به فطرت ابلیس سرکشی آموخت

و بعد نقطه ی ضعفی گرفت و جار کشید

 

غزل قصیده اگر شد مقصر آن دستی ست

که طرح قصه ی ما را ادامه دار کشید !

 

غلامرضا طریقی 
 http://ghazal-tarighi.blogfa.com/86081.aspx

برچسب ها : ,

موضوع : طریقی 5, | بازديد : 547