پیچک ( غلامرضا طریقی )

شعر و ادب پارسی

عناوین مطالب
- سلام ! شیره ی شعرم ! گلوله ی نمکم ( غلامرضا طریقی )
- این مهم نیست که دل تازه مسلمان شده است ( غلامرضا طریقی )
- ای دل بزن ! اگر چه گرفتار نیستی ( غلامرضا طریقی )
- چه آتشی ؟ که بر آنم بدون بیم گناه ( غلامرضا طریقی )
- گت دی آناما باشينا باشدان قارا چکسين ( غلامرضا طریقی )
- ای بازی زيبای لبت بسته زبان را ( غلامرضا طریقی )
- شب می رسد ز راه, ز راه همیشگی ( غلامرضا طریقی )
- تیر تحویل گرفت از خرداد ( غلامرضا طریقی )
- ای که هوای منی بی تو نفس ادعاست ( غلامرضا طریقی )
- دیگر زمان زلف پریشان گذشته است ( غلامرضا طریقی )
- عادتم شده در عشق, گاه گفتگو کردن ( غلامرضا طریقی )
- گفتن اينکه دوست دارم اولين راه ( غلامرضا طریقی )
- دست هايت دو جوجه گنجشک اند ( غلامرضا طریقی )
- و چه شبها که از همين گوشه ( غلامرضا طریقی )
- اين خرده قهوه ها ( غلامرضا طریقی )
- چند تيله شکسته باشم از بچگی ( غلامرضا طریقی )
- نزديک و دور از دست ( غلامرضا طریقی )
- با سيل و رگبار و طوفان می سازم ( غلامرضا طریقی )
- ای در و ديوار همه مست تو ( غلامرضا طریقی )
- مثل تو با من احدی بد نکرد ( غلامرضا طریقی )
- ديگر جنون به هيچ سری سر نمی زند ( غلامرضا طریقی )
- محبوب من جهان ، غزلی عاشقانه است ( غلامرضا طریقی )
- تا با سکون بستر خود خو گرفته ايم ( غلامرضا طریقی )
- دختر ابليس «اقليما» چشمهای تو چه نامردند ( غلامرضا طریقی )
- حالم بد است مثل زمانی که نيستی ( غلامرضا طریقی )
- شرمنده ام که حرف دو پهلو نمی زنم ! ( غلامرضا طریقی )
- دوباره زنده شدن، بيم جان نمی خواهد ( غلامرضا طریقی )
- يا می گذری از من يا راه نمی آيی ( غلامرضا طریقی )
- يک حلقه ی طلايی ، با صد ستاره داشت ( غلامرضا طریقی )
- هميشه برده ـ خواه ،توـ هميشه مات ـ خواه ، من ( غلامرضا طریقی )
- آن کس که می بايست با من همسفر باشد ( غلامرضا طریقی )
- گر چه هنگام سفر جاده ها جانکاه اند ( غلامرضا طریقی )
- ای دل ! هدر شده ، خونی که خورده ای ( غلامرضا طریقی )
- کمتر بخواه مرغ سحر ناله سرکند ! ( غلامرضا طریقی )
- اگر چه شک عجيبی به «داشتن» دارم ( غلامرضا طریقی )
- باز بيزارترين دشمن انسان شده ام ( غلامرضا طریقی )
- چشم زيتون سبز در کاسه، ( غلامرضا طریقی )
- اشکی که روی گونه ی ما خط کشيده است ( غلامرضا طریقی )
- چند روزش با آرزوی خوردن عدس پلو ( غلامرضا طریقی )
- از تو فقط يه يادگار ، از تو فقط يه خاطره ( غلامرضا طریقی )
- زود باشين از خواب پاشين زنگِ خطر می زَنَن ( غلامرضا طریقی )
- يه روزی خدا دلش خواست دو تا کفتر بِکِشه ( غلامرضا طریقی )
- وقتی زمين به طرز نگاهت دچار شد ( غلامرضا طریقی )
- هر شب برای من دو سه ـ رويا می آوری ( غلامرضا طریقی )
- اگر چه تو به بها ی جوی نمی خری ام ( غلامرضا طریقی )
- رسيده ايم به هم ، برخلاف هر من و تو ( غلامرضا طریقی )
- قسمت اين بود که من با تو معاصر باشم ( غلامرضا طریقی )
- تا کی از يوسف و آن پيرزن تر دامن ( غلامرضا طریقی )
- بس است هر چه زمين از من و تو بار کشيد ( غلامرضا طریقی )
- از تو در اين روزنامه ها خبری نيست ( غلامرضا طریقی )
صفحه قبل 1 2 صفحه بعد